پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۲

چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندید

عزم بالا کرد، چون از گَرد، پیش پا ندید

بر محک زد نقد شهری و بیابانی خرد

عاقل خوش‌مشرب و مجنون بد سودا ندید

نیست از وضع جهان ابنای دنیا را ملال

هیچ صورت را کسی دلگیر از دیبا ندید

عافیت را اهل دل در دیده بستن دیده‌اند

بهره زین گلشن به غیر از چشم نابینا ندید

از بزرگان بیشتر دونان تمتّع می‌برند

قرب ساحل جز خس و خاشاک از دریا ندید

نخل این بستان ز بار خویشتن یابد شکست

هیچکس از زاده‌ی خود خیر در دنیا ندید

بال بر گِرد سرش گشتن ندارد فاخته

هیچ‌کس سروی درین بستان به این بالا ندید

عیش ننگ ما کلیم از تنگ‌دستی‌های ماست

دست خالی را کسی در گردن مینا ندید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴بخت بد جایی که پای کینه محکم می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۵فلک اسباب دولت را ز بهر ناکسان دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶گر همتم کناره ز دنیا نمی کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷خلق را دیدی دگر خواری چرا باید کشید
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸هنرم را ثمری چرخ جفا کار نداد
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۹دست خشک بخت من هر جا که تخم افکن شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۰کند گر آرزوی دیدنت آیینه جا دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱ساقی از تاب می آن لحظه که در می گیرد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.