پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶

گر همتم کناره ز دنیا نمی کند

تقلید گوشه گیری عنقا نمی کند

تا ناخن از پلنگ نگیرد بعاریت

ایام از دلم گرهی وا نمی کند

از جور آشنا نرمد هر که آشناست

ساحل ز تیغ موج محابا نمی کند

گر پی برد که گوشه نشینی چه راحتیست

سیلاب سیر دامن صحرا نمی کند

رفت آنکه چشم حسرت ما وقف گریه بود

امروز غیر خنده بدریا نمی کند

نخوت نمی خرد ز کسی تنگدست فقر

سرمایه چون ندارد سودا نمی کند

دل را بآرزوی لبت نیست دسترس

مسکین نمک بدیگ تمنا نمی کند

عزت گل ملایمتست ارنه پنبه را

ایام تاج تارک مینا نمی کند

در تنگنای خلوت غم می کند کلیم

وجدی که گردباد بصحرا نمی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۸هنرم را ثمری چرخ جفا کار نداد
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۹دست خشک بخت من هر جا که تخم افکن شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۰کند گر آرزوی دیدنت آیینه جا دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۱ساقی از تاب می آن لحظه که در می گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۲رود آرام ز عمری که بهجران گذرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳دل چون ز خاک راه طلب توتیا کشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۴بحال بد دل از چشم تر افتاد
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۵وداع ناشده دل حال صبر در هم دید
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.