پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۱

ساقی از تاب می آن لحظه که در می گیرد

عرق از عارض او رنگ شرر می گیرد

می پذیرند بدان را بطفیل نیکان

رشته را پس ندهد آنکه گهر می گیرد

صافدل ترک حق از بهره خوش آمد نکند

زشت رو آینه بیهوده بزر می گیرد

هر دمی را اثری هست که از صحبت خلق

هر نفس آینه ام رنگ دگر می گیرد

چشم بندد ز جهان تا بگشاید دل تنگ

مرغ دلگیر تو سر در ته پر می گیرد

منم آن نخل برومند که دهقان قضا

می فروشد ثمرم را و تبر می گیرد

اشک آگاه بود از دل شوریده کلیم

بیشتر طفل ز دیوانه خبر می گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۳دل چون ز خاک راه طلب توتیا کشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۴بحال بد دل از چشم تر افتاد
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۵وداع ناشده دل حال صبر در هم دید
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۶شب که جوش گریه من مایه سیلاب بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۷خوبان که روی بر من بیدل نهاده‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۸در زنگبار خاطر من کار می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۹به جز سکوت ز روشندلان نمی‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۰مرغ دلم که خانه خرابی بجان خرید
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.