پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰

مرغ دلم که خانه خرابی بجان خرید

بهر شکون ز سیل خس آشیان خرید

آن غمزه خونبهای شهیدان عشق داد

اما نه آنقدر که کفن زو توان خرید

هر عارفی که صرفه شناس است در جهان

عقل سبک فروخته رطل گران خرید

باشد بزر علاقه ز معشوق بیشتر

زآنرو که گلفروش گل از باغبان خرید

یک مرد همچو دختر رز در زمانه کو

خون هزار غمزده را از جهان خرید

روزیکه کرد حسن تو سامان دلبری

صد حلقه پیچ و تاب برای میان خرید

دشنام اگر خرم به تبسم نمی رسد

خواهم کدام کام دل از نقد جان خرید

از تنگی زمانه هما یمن سایه را

ارزان نمی دهد که توان استخوان خرید

ما کم نصیب و سنگ ترازوی چرخ کم

نتوان کلیم کام دل از آسمان خرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۲گر شبی دیده خونفشان نبود
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳دل نه ازوست نه زما، یار چو بی نقاب شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۴چو تاب زلف دهی از بنفشه تاب رود
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۵شیخ از مسواک دندان طمع را تیز کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۶چون وقت شد که کشت امیدم برآورد
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۷ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانینیست مو کز فرق ما برگشته‌بختان سر کشید
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸دست از ساغر امید کشیدن دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۹سرفراز آن سر که فارغ از غم سامان شود
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.