پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴

چو تاب زلف دهی از بنفشه تاب رود

زنی چو خنده گل از بس عرق در آب رود

چنین که روی جهانی بسوی خود کردی

عجب که سایه ز دنبال آفتاب رود

چه جای شادی، غم عار دارد از دل من

بناز جغد درین منزل خراب رود

ز سوز آهم نم در نهاد دریا نیست

مگر سحاب بسرچشمه سراب رود

دعای صحت تو هر زمان بجای نفس

بسوی لب ز دل گرم شیخ و شاب رود

فرشته راه نیابد که بر زمین آید

بچرخ بسکه دعاهای مستجاب رود

گلاب از گل خورشید می کشد عیسی

پی علاجت اگر حرفی از گلاب رود

تو همچو لاله زتب گرم گشته ای و کلیم

چو شمع از تن زارش توان و تاب رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶چون وقت شد که کشت امیدم برآورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانینیست مو کز فرق ما برگشته‌بختان سر کشید
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸دست از ساغر امید کشیدن دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹سرفراز آن سر که فارغ از غم سامان شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۰برای داغ تو بر دل توان و تاب نوشتند
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۱با آنکه هیچ دربار غیر از خطر ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۲گر فلک هر چه بما کرده عطا می گیرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳دود آهم رنگ از خورشید عالمتاب برد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.