پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۰

برای داغ تو بر دل توان و تاب نوشتند

دگر خراج برین منزل خراب نوشتند

به پیش هر الف زخم، صفر داغ نهادند

ستمکشان چو جفای ترا حساب نوشتند

همیشه دجله و جیحون چو دوستان قدیمی

ز موج نامه باین دیده پر آب نوشتند

جفاکشان پی آرام دل بصفحه سینه

ز زخم تیغ تو تعویذ اضطراب نوشتند

کلیم را تو سگ خویش خوانده ای، عجبی نیست

گرش سر آمد اهل وفا خطاب نوشتند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲گر فلک هر چه بما کرده عطا می گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۳دود آهم رنگ از خورشید عالمتاب برد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴دل که چندین آه از جان می کشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۵چند در وصل تو دل حسرت دیدار کشد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶چنان ز عکس رخ دوست دیده پرگل شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۷شُکر گویم هرچه غم با جان مسکین می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۸چند نومید ز کوی تو دل زار آید
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۹دل به جذب خواری خود جور دشمن می‌کشد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.