پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵

چند در وصل تو دل حسرت دیدار کشد

در چمن ناله مرغان گرفتار کشد

دل که غیر از دم آخر، نفس خوش نزند

در ته تیغ نشیند که ز پا خار کشد

گرچه دست هوسم یک گل ازین باغ نچید

جذب پای طلبم خار ز دیوار کشد

منم آن عاشق قانع که بکنج گلخن

شعله در بر بهوای قد دلدار کشد

شمع بگداخت سراپا و شد از شرم خلاص

تا یکی خجلت از آن قامت و رخسار کشد

هر سریرا که بود مغز خرد یک سر مو

تا بود داغ چرا منت دستار کشد

هر که گوید که بروی تو بود گل مانند

روکشی بر رخ آئینه ز زنگار کشد

آب در گوهرم از گرد کسادی شده گل

کی باین مهره گل طبع خریدار کشد

همدم آورد طبیبش بسر از بسکه کلیم

یاد آن چشم کند ناله بیمار کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۷شُکر گویم هرچه غم با جان مسکین می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۸چند نومید ز کوی تو دل زار آید
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۹دل به جذب خواری خود جور دشمن می‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۰کسیکه از گل داغ تو گلستان دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱زیک قطره سرشکم تن زجا شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۲ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانیمشکل اهل محبت ز تو آسان نشود
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۳گر سرو قدت جلوه به بستان نفروشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۴به غیر از می کسی از عهدهٔ غم برنمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.