پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۶

چنان ز عکس رخ دوست دیده پرگل شد

که شاخ هر مژه آرامگاه بلبل شد

چه لازمست چنان مشق سرگرانی کرد

که یک نفس نتوان غافل از تغافل شد

چو مار بر سر گنجش اگر بود مسکن

گداست مرد اگر عاری از توکل شد

که همچو تیر هوائی بخویش رفعت بست

که نه ترقی او مایه تنزل شد

گلی که بوی وفائی درین چمن ندهد

بقدر کم ز خس آشیان بلبل شد

غلط بود که کند صبر کارها بمراد

بمن که دشمن غالب شده از تحمل شد

بلا به چاره گران تند و تلخ بیشتر است

که زور سیل همه صرف کندن پل شد

کلیم توبه اگر می کنی بیا، وقتست

ز توبه توبه کن اکنون که موسم گل شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۸چند نومید ز کوی تو دل زار آید
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۹دل به جذب خواری خود جور دشمن می‌کشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۰کسیکه از گل داغ تو گلستان دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱زیک قطره سرشکم تن زجا شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۲ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانیمشکل اهل محبت ز تو آسان نشود
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۳گر سرو قدت جلوه به بستان نفروشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۴به غیر از می کسی از عهدهٔ غم برنمی‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۵دل جز کجی ز زلف تو نامهربان ندید
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.