پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۵

شیخ از مسواک دندان طمع را تیز کرد

سبحه را هم بهر تخم شید دست آویز کرد

اهل عالم طفل طبعانند و بیمار هوس

کی تواند طفل چون بیمار شد پرهیز کرد

خونم از ذوق شهادت جنگ دارد با بدن

هر که تیری بر نشان زد شوق او را تیز کرد

حیرتی دارم که گردون بدانایان بدست

او که نتواند میان نیک و بد تمییز کرد

هر کجا زهریست باید ریخت در جام حیات

تا توان پیمانه یک عمر را لبریز کرد

صوت بلبل جای فلفل گشت از مینا بلند

چون ز تاب باده ساقی چهره را گلریز کرد

سربلندی هر کجا کمتر، سلامت بیشتر

باد نتواند ستم بر سبزه نوخیز کرد

گر نبردی سیل اشکم می شدم فرسوده پا

گریه در راه طلب سعی مرا ناچیز کرد

دیده را سامان یک شبنم کلیم اول نبود

این زمانش موج حسن یار طوفان خیز کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۷ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانینیست مو کز فرق ما برگشته‌بختان سر کشید
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۸دست از ساغر امید کشیدن دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۹سرفراز آن سر که فارغ از غم سامان شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۰برای داغ تو بر دل توان و تاب نوشتند
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۱با آنکه هیچ دربار غیر از خطر ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۲گر فلک هر چه بما کرده عطا می گیرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۳دود آهم رنگ از خورشید عالمتاب برد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۴دل که چندین آه از جان می کشد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.