پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷

عشقت غمی از چاره و تدبیر ندارد

در گرمی تب مروحه تأثیر ندارد

گفتی قفس عقل حصاریست ز آهن

دیوانه مگر خانه زنجیر ندارد

مانند صدف رجعت معموری ما رفت

ویرانه ما طالع تعمیر ندارد

بر طفل مزاجان جهان چون گذرد حال

امروز که پستان امل شیر ندارد

تسکین ده عاشق نه فراق و نه وصالست

پیریست غم عشق که تدبیر ندارد

پرهیز از آن کار که افتاد بآخر

زان ناله بیندیش که تأثیر ندارد

ایمن ترم از چشم تو تا ریخته مژگان

من بنده آن ترک که شمشیر ندارد

افتادگی از عرض گذشتست سر او

تقدیم سرافرازی تأخیر ندارد

آسایش هر کام ز شیرینی مرگست

جائیکه شکر غیر نی تیر ندارد

گر میکشدم یار، کلیم این نه ز خصمی است

صیاد بدل کینه نخجیر ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹ابر تا برجاست یاران باده در ساغر کنید
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۰نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح شاه‌جهاناسیر عشقم و هر کس مرا غلام کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۲چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندید
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۳از هستی من تو چون نام و نشان برد
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۴بخت بد جایی که پای کینه محکم می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۵فلک اسباب دولت را ز بهر ناکسان دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۶گر همتم کناره ز دنیا نمی کند
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.