پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۳

هرگز سر شکایت من وا نمی شود

این در گرفته شد بزدن وا نمی شود

روی تو بر بهار زبس کار تنگ کرد

یک غنچه در فضای چمن وا نمی شود

بستم بسی ببال هما بهر امتحان

یکبار بختنامه من وا نمی شود

خمیازه در خمار گشاید مگر لبم

ورنه بحرف و صوت دهن وا نمی شود

خاک وطن کلیم زبس غم فزا شده است

گل تا بود مقیم چمن وا نمی شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۵عیش در کلبه ما گوشه نشین می باشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۶گر حق نگری لایق منصور نباشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۷عشقت غمی از چاره و تدبیر ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۸چشم از جهان که بست که آن دیده ور نشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹ابر تا برجاست یاران باده در ساغر کنید
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۰نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح شاه‌جهاناسیر عشقم و هر کس مرا غلام کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۲چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندید
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.