پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵

نشود اینکه ز دل اشک جگرگون نرود

طفل آراسته از خانه برون چون نرود

کام دل رم کند اما بطلب رام شود

راه اگر گم شود از بادیه بیرون نرود

رخصت بادیه گردی ز کجا خواهد یافت

اشک ما گر بسر تربت مجنون نرود

شب خیال تو چنان بر سر دل می آید

که کسی بر سر دشمن بشبیخون نرود

ما بر آئینه دشمن نپسندیم غبار

آه ما صافدلان جانب گردون نرود

گریه در اول عشقست نشان خامی

زخم ما تا نشود کهنه از او خون نرود

آه سرگشته که در سینه ما می پیچد

گردبادیست که از خانه بهامون نرود

رازدار آمده ای با همه بی پروائی

که سخن از دهن تنگ تو بیرون نرود

می رود از سر مخمور برون فکر شراب

ولی از یاد کلیم آن لب میگون نرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۷عمر سیرش کوته است ار جورت از دل می‌رود
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۸به بی تکلفی آن عارفی که خو دارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۹مطربی کو که بخورشید رخش ناز کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۰کم بختی هنرمند نقص هنر نباشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۱از غمی شکوه نکن تا غم دیگر ندهند
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲حسنی که باو عشق سروکار ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۳هرگز سر شکایت من وا نمی شود
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۴دل ز جا رفت، از پی آن سرو قامت می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.