پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۴

عمرها رفت که قانون طرب تار ندید

دل بجز دیده تر ساغر سرشار ندید

این جهان دار شفائیست که یک بیمارش

خدمتی غیر تغافل ز پرستار ندید

هر که رفعت طلبد بهره نیابد از فیض

خار را سبز کسی بر سر دیوار ندید

مرد آزاده گرش کار بسوگند افتاد

قسم او بسری بود که دستار ندید

دست رد گر بشناسی سپر حادثه است

از بلا رست سپندی که خریدار ندید

شیشه با آنکه سر حرف مکرر وا کرد

دوش در بزم ترا در سر گفتار ندید

دفترم گر شکرستان سخن گشت چه سود

که بغیر از مگس نقطه هوادار ندید

خضر توفیق که از تربیتم دست کشید

آن طبیبی است که پرهیز ز بیمار ندید

دهر خود مجلس می نیست کلیم، از چه سبب

کس در او آگهی از کار خبردار ندید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۶جور تو ز پی فغان ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷عمر سیرش کوته است ار جورت از دل می‌رود
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۸به بی تکلفی آن عارفی که خو دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۹مطربی کو که بخورشید رخش ناز کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰کم بختی هنرمند نقص هنر نباشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۱از غمی شکوه نکن تا غم دیگر ندهند
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲حسنی که باو عشق سروکار ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳هرگز سر شکایت من وا نمی شود
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.