پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲

تا بخت بد زهمرهی ما جدا شود

خواهم که جاده در ره وصل اژدها شود

چشم گشایش از فلکم نیست زانکه بخت

در کار نفکند گرهی را که وا شود

با خویشتن بخاک، دلا حسرت وصال

چندان ببر که توشه راه فنا شود

ناسازگاری زمانه بهر کس که رونهد

گر بر گل زمین گذرد خار پا شود

شد وقت آنکه در چمن از مقدم بهار

مانند غنچه شیشه سر بسته وا شود

شرط رهست تشنه لبی در طریق عشق

گر نقش پای چشمه آب بقا شود

نفس دنی که عاشق جا هست، خوشدلست

در کشتی شکسته اگر ناخدا شود

اشکم باد شعله بالای او کلیم

از دیده ام برنگ شرر در هوا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۴عمرها رفت که قانون طرب تار ندید
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵نشود اینکه ز دل اشک جگرگون نرود
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶جور تو ز پی فغان ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷عمر سیرش کوته است ار جورت از دل می‌رود
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸به بی تکلفی آن عارفی که خو دارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۹مطربی کو که بخورشید رخش ناز کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰کم بختی هنرمند نقص هنر نباشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱از غمی شکوه نکن تا غم دیگر ندهند
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.