پرش به محتوای اصلی
کلیم

کلیم

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱ ز ناتوانی خود اینقدر خبر دارم
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۲ هر آه حسرتی که به تنها کشیده ام
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۳ اشک غمازست خون در گریه داخل کرده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۴ تا من از صیقل می آینه روشن کردم
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۵ چون در مصاف حادثه آه از جگر کشم
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۶ خواهم ز بس پرده تقوی بدر افتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۷ با فکر او چو سر بگریبان فرو کنم
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۸ به دور خویش ز مینا حصار می‌خواهم
  9. غزل شمارهٔ ۴۲۹ بسکه سودای سر کوی تو پیچد در سرم
  10. غزل شمارهٔ ۴۳۰ آتش دیگ هوس از دل سوزان گیرم
  11. غزل شمارهٔ ۴۳۱ دست و دل تنگ و جهان تنگ خدایا چکنم
  12. غزل شمارهٔ ۴۳۲ بس‌که از بار غم دهر گران‌بار شدم
  13. غزل شمارهٔ ۴۳۳ آن سالکم که با خضر هرچند هم نشینم
  14. غزل شمارهٔ ۴۳۴ دل شاد از آنم که دل شاد ندارم
  15. غزل شمارهٔ ۴۳۵ با که گویم آنچه زان نخل تمنا دیده‌ام
  16. غزل شمارهٔ ۴۳۶ بیجوهریم و دست ز شمشیر می بریم
  17. غزل شمارهٔ ۴۳۷ نه همین از بخت بد طوفان ز عمان دیده‌ام
  18. غزل شمارهٔ ۴۳۸ تا ز خواب مستی غفلت سری برداشتم
  19. غزل شمارهٔ ۴۳۹ دوش در خواب چو آن طره پیچان دیدم
  20. غزل شمارهٔ ۴۴۰ جنس کساد چار سوی ناروائیم
  21. غزل شمارهٔ ۴۴۱ شکوه درد ترا کی پیش درمان می‌کنیم
  22. غزل شمارهٔ ۴۴۲ منکه دور از وطنم عیش تمنا نکنم
  23. غزل شمارهٔ ۴۴۳ زحرف شکوه ایام لب چنان بستم
  24. غزل شمارهٔ ۴۴۴ از ثبات عشق دایم پا بدامن داشتم
  25. غزل شمارهٔ ۴۴۵ بی‌دماغم دست رد بر وصل جانان می‌نهم
  26. غزل شمارهٔ ۴۴۶ بسکه می پیچد صدای ناله دل در برم
  27. غزل شمارهٔ ۴۴۷ عمری‌ست که یک مستی سرشار ندیدم
  28. غزل شمارهٔ ۴۴۸ فرصتی کو که دوای دل رنجور کنیم
  29. غزل شمارهٔ ۴۴۹ باغبان بیمهر و ما در اصل نخل بی بریم
  30. غزل شمارهٔ ۴۵۰ گه گهر گه شرر از دیده تر یافته ام
  31. غزل شمارهٔ ۴۵۱ ازین شکسته دلم گر نحیف و رنجورم
  32. غزل شمارهٔ ۴۵۲ هم جفای دوستان هم جور دشمن می‌کشم
  33. غزل شمارهٔ ۴۵۳ همتی کو که دل از عیش جهان بردارم
  34. غزل شمارهٔ ۴۵۴ چون دف تر ناله از بیداد کمتر می‌کنم
  35. غزل شمارهٔ ۴۵۵ همه پاکان بحر و بر دیدم
  36. غزل شمارهٔ ۴۵۶ بدام عشق تو بیدانه مبتلا شده ام
  37. غزل شمارهٔ ۴۵۷ بار ناموسی نداریم از پی دل می رویم
  38. غزل شمارهٔ ۴۵۸ دل را از آن دو طره پرفن گرفته ام
  39. غزل شمارهٔ ۴۵۹ در دستگاه محتشمان پا نمی خوریم
  40. غزل شمارهٔ ۴۶۰ از دست دهر محنت بسیار می کشم
  41. غزل شمارهٔ ۴۶۱ بر رگ دل گاه ناخن گاه نشتر می زنم
  42. غزل شمارهٔ ۴۶۲ - در مدح شاه‌جهان بر شکال دولت آبادست و ما بی‌باده‌ایم
  43. غزل شمارهٔ ۴۶۳ بروی ساغر می ماه عید را دیدم
  44. غزل شمارهٔ ۴۶۴ کو همتی که از همه قطع نظر کنیم
  45. غزل شمارهٔ ۴۶۵ غم مسکن و فکر مأوا ندارم
  46. غزل شمارهٔ ۴۶۶ پی بخلوتگه قرب از بسکه شبها برده ایم
  47. غزل شمارهٔ ۴۶۷ باز عید آمد بغل گیری مینا می‌کنم
  48. غزل شمارهٔ ۴۶۸ - در مدح شاه‌جهان ز سوز عشق چه هنگامه فغان بندیم
  49. غزل شمارهٔ ۴۶۹ جنت از رضوان، که من زان روضه خرم نیستم
  50. غزل شمارهٔ ۴۷۰ نه بی‌دردی‌ست گر چاک گریبان را رفو کردم
  51. غزل شمارهٔ ۴۷۱ روز و شب از بس که محو آن میان گردیده‌ام
  52. غزل شمارهٔ ۴۷۲ همچو عینک سر نگردد راست از پشت غمم
  53. غزل شمارهٔ ۴۷۳ خوش آن غیرت که بی‌خود جانب دلدار می‌رفتم
  54. غزل شمارهٔ ۴۷۴ از در محرومی استمداد همت کرده ایم
  55. غزل شمارهٔ ۴۷۵ باین دماغ که از سایه اجتناب کنیم
  56. غزل شمارهٔ ۴۷۶ جان کاهدم چو حق سخن را ادا کنم
  57. غزل شمارهٔ ۴۷۷ موشکافی‌ها در آن اندام زیبا کرده‌ام
  58. غزل شمارهٔ ۴۷۸ آوردم از مو قلم چون شرح ضعف تن کنم
  59. غزل شمارهٔ ۴۷۹ نه سزاوار حرم نه لایق بتخانه‌ام
  60. غزل شمارهٔ ۴۸۰ در مطلعی که وصف دهانش بیان کنم

متن اشعار به نقل از گنجور.