پرش به محتوای اصلی
کلیم

کلیم

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۱ کجاست بخت که تنگش کسی ببر گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۲ مرغ دلم که روشن ازو چشم دام بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۳ گل در چمن بجز خار در پیرهن ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۴ ایخوش آندم که دلت از سر کین برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۵ بخیه های زخم با شیرازه اعضا نشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۶ کی تمنای تو از خاطر ناشاد رود
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۷ وصلت غبار غم ز دل ما نمی‌برد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۸ گردون بشیشه تهیم سنگ کین زند
  9. غزل شمارهٔ ۳۶۹ خستگان را ناوکش آرام جانی می‌شود
  10. غزل شمارهٔ ۳۷۰ کی تغافل می تواند عاشق بیتاب کرد
  11. غزل شمارهٔ ۳۷۱ لبم ز بستگی دل اگر چه وا نشود
  12. غزل شمارهٔ ۳۷۲ چو سایه گمرهی از ما جدا نخواهد شد
  13. غزل شمارهٔ ۳۷۳ از ضبط گریه دست دل ناتوان کشید
  14. غزل شمارهٔ ۳۷۴ از لذت جور تو خبردار نباشد
  15. غزل شمارهٔ ۳۷۵ شکفت غنچه و این عقده ام بدل جا کرد
  16. غزل شمارهٔ ۳۷۶ به راه عشق که هرگز به سر نمی‌آید
  17. غزل شمارهٔ ۳۷۷ می نشاط نه جام جهان نما دارد
  18. غزل شمارهٔ ۳۷۸ کسی که از خضر آب بقا نمی‌گیرد
  19. غزل شمارهٔ ۳۷۹ مریض را چو عیادت کشد دوا چکند
  20. غزل شمارهٔ ۳۸۰ هرگز دل عاشق ز هوس رنگ نگیرد
  21. غزل شمارهٔ ۳۸۱ بیا که بیتو سیاهی ز چشم روشن شد
  22. غزل شمارهٔ ۳۸۲ بعهد جور تو دل ترک آه و افغان کرد
  23. غزل شمارهٔ ۳۸۳ خوش آنزمان که عتاب بهانه ساز نبود
  24. غزل شمارهٔ ۳۸۴ کشش اوست که ما را بسر کار برد
  25. غزل شمارهٔ ۳۸۵ دوران زکار بسته اگر عقده وا کند
  26. غزل شمارهٔ ۳۸۶ مرد حق‌بین که بلا را ز خدا می‌بیند
  27. غزل شمارهٔ ۳۸۷ اقلیم دل به زور مسخر نمی‌شود
  28. غزل شمارهٔ ۳۸۸ ز شیرین جان‌ها بس که تیغت شهدپرور شد
  29. غزل شمارهٔ ۳۸۹ ز تازه شاخ گلی خانه ام گلستان بود
  30. غزل شمارهٔ ۳۹۰ صاحب همت که دست از کار دنیا می‌کشد
  31. غزل شمارهٔ ۳۹۱ سر سودازدگان جنگ به افسر دارد
  32. غزل شمارهٔ ۳۹۲ گر کرم در طبع نبود باده‌اش پیدا کند
  33. غزل شمارهٔ ۳۹۳ تا تیغ او به داد اسیران نمی‌رسد
  34. غزل شمارهٔ ۳۹۴ آنقدر بر دل نشست از دوست و ز دشمن غبار
  35. غزل شمارهٔ ۳۹۵ چه شد گاه از زبان خامه نام این پریشان بر
  36. غزل شمارهٔ ۳۹۶ نگویمت که دل از حاصل جهان بردار
  37. غزل شمارهٔ ۳۹۷ تا یافت عزت از تو مکان گوالیار
  38. غزل شمارهٔ ۳۹۸ چشم جادوی تو در دلجویی اهل نیاز
  39. غزل شمارهٔ ۳۹۹ نهال عشق که برگش غمست و بار افسوس
  40. غزل شمارهٔ ۴۰۰ چون اشک پریشان سفری را چه کند کس
  41. غزل شمارهٔ ۴۰۱ دیده را کردی سفید، از انتظار ما مپرس
  42. غزل شمارهٔ ۴۰۲ دوش در بزم تو دیدم ز دل خود سر خویش
  43. غزل شمارهٔ ۴۰۳ اگرچه از مژه روبم غبار رهگذرش
  44. غزل شمارهٔ ۴۰۴ که دل بر جا تواند داشت پیش چشم شهلایش؟
  45. غزل شمارهٔ ۴۰۵ نهد مرهم به زخم شانه جعد زلف غمخوارش
  46. غزل شمارهٔ ۴۰۶ می کنی ای شیخ یاد از رخنه های دین خویش
  47. غزل شمارهٔ ۴۰۷ نبود عجب که باشد سرگشته صدهزارش
  48. غزل شمارهٔ ۴۰۸ دلا ز رنگ تلون کشیده دامن باش
  49. غزل شمارهٔ ۴۰۹ بروی مرهم مرهم نهیم بر دل ریش
  50. غزل شمارهٔ ۴۱۰ در مصاف عافیت لرزان تر از سیماب باش
  51. غزل شمارهٔ ۴۱۱ بخانه چند نشینی سری ببستان کش
  52. غزل شمارهٔ ۴۱۲ اگر چه هست مرا بیتو داغ بر سر داغ
  53. غزل شمارهٔ ۴۱۳ آهم اثر نیافت ز فریاد بیوقوف
  54. غزل شمارهٔ ۴۱۴ خم زلفی است دگر دام گرفتاری دل
  55. غزل شمارهٔ ۴۱۵ امانم داد هجر بیمدارا تا ترا دیدم
  56. غزل شمارهٔ ۴۱۶ بوی کین هرگز کسی نشنیده از آب و گلم
  57. غزل شمارهٔ ۴۱۷ جذبه‌ای خواهم که از خود نیز روگردان شوم
  58. غزل شمارهٔ ۴۱۸ دورم از فتنه که در سایه مژگان توام
  59. غزل شمارهٔ ۴۱۹ ز سعی بخت مرادی روا نمی‌خواهم
  60. غزل شمارهٔ ۴۲۰ نمیرم تا براهت برنمی آید تمنایم

متن اشعار به نقل از گنجور.