پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۲

بعهد جور تو دل ترک آه و افغان کرد

بجرم بی اثری ناله را بزندان کرد

درون سینه بذوقی نشست ناوک او

که ناله را ز برون آمدن پشیمان کرد

بهوش باش دلا آه شعله ناک مکش

کنون که ناوک او سینه را نیستان کرد

بچشم روشنی داغهای کهنه روم

تبسمش نمک تازه در نمکدان کرد

همان بقیمت جان می خرند از لب او

چه شد که گریه من نرخ گوهر ارزان کرد

برو در آید اشکم چو طفل نو رفتار

اگر چه در طلبش طی صد بیابان کرد

بدان مثابه که خیزد سخن زروی سخن

کسیکه یاد مرا برد یاد نسیان کرد

نم سرشک لب تشنه را گشاد از هم

کلیم آخر ما را ز گریه خندان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۴کشش اوست که ما را بسر کار برد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۵دوران زکار بسته اگر عقده وا کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۶مرد حق‌بین که بلا را ز خدا می‌بیند
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۷اقلیم دل به زور مسخر نمی‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۸ز شیرین جان‌ها بس که تیغت شهدپرور شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۹ز تازه شاخ گلی خانه ام گلستان بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۰صاحب همت که دست از کار دنیا می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۱سر سودازدگان جنگ به افسر دارد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.