پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۰

کی تغافل می تواند عاشق بیتاب کرد

چون توان با تشنگی قطع نظر از آب کرد

مو بمو قربان آن ابرو شدم اما هنوز

طاعتی مقبول نتوانم در آن محراب کرد

حیف از اشکم که چون ریگ روان بیحاصلست

شمع از یکقطره نخل شعله را سیراب کرد

با همه دریا کشی مستی نمی دانم که چیست

گریه از بس بیتو آبم در شراب ناب کرد

از پی بیداری شبهای وصل آمد بکار

شرمسار از یاری بختم که چندین خواب کرد

کلبه ویران من خواهد بآبادی رسید

کز پی تعمیر او سیلاب گل در آب کرد

حسن چون دل را برد از ما چه می آید کلیم

بر سر ویرانه نتوان جنگ با سیلاب کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۲چو سایه گمرهی از ما جدا نخواهد شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۳از ضبط گریه دست دل ناتوان کشید
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۴از لذت جور تو خبردار نباشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۵شکفت غنچه و این عقده ام بدل جا کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۶به راه عشق که هرگز به سر نمی‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۷می نشاط نه جام جهان نما دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۸کسی که از خضر آب بقا نمی‌گیرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۹مریض را چو عیادت کشد دوا چکند
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.