پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۲

چو سایه گمرهی از ما جدا نخواهد شد

هواپرستی غفلت قضا نخواهد شد

پیاده طی ره کعبه گر کند زاهد

ازین براه خدا آشنا نخواهد شد

ز سخت گیری دوران چه باک عارف را

ز قحط سال هما بینوا نخواهد شد

نه هر که صدرنشین عزیز شد، که غبار

اگر بدیده فتد توتیا نخواهد شد

درین زمانه چنان شهد زندگی تلخست

که حق خنجر قاتل ادا نخواهد شد

سئوال ما نبود غیر آرزوی محال

نشسته ایم بر آن در که وا نخواهد شد

سری که دولتش از سایه گریبانست

بزیر سایه بال هما نخواهد شد

سعادتیست سرو پا برهنگی چکنم

که کفش آبله از پا جدا نخواهد شد

کلیم منع دل از ناله در طریق طلب

عبث مکن که جرس بیصدا نخواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۴از لذت جور تو خبردار نباشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۵شکفت غنچه و این عقده ام بدل جا کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۶به راه عشق که هرگز به سر نمی‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۷می نشاط نه جام جهان نما دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۸کسی که از خضر آب بقا نمی‌گیرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۹مریض را چو عیادت کشد دوا چکند
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۰هرگز دل عاشق ز هوس رنگ نگیرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۱بیا که بیتو سیاهی ز چشم روشن شد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.