پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۳

از ضبط گریه دست دل ناتوان کشید

خاشاک سیل را نتواند عنان کشید

یک شربت آب جو بدل جمع کس نخورد

تا موج شکل زلف بر آب روان کشید

پیکان غمزه در دل ما جا گرفته است

این آه و ناله نیست که آسان توان کشید

گلزار آرزو که چمن در چمن شکفت

خمیازه بر طراوت فصل خزان کشید

دست از جهان و هر چه درو هست می کشم

پا را نمی توانم از آن آستان کشید

در راه شوق چون جرس از ناله زنده ایم

دلمرده است هر که نفس بیفغان کشید

شکرانه را که ناوکت از دل خطا نشد

باید بدست خویش خدنگ از نشان کشید

آزاده را زخواهش دنیا گریز نیست

هر مرغ خار و خس بسوی آشیان کشید

تا دید سرفشانی تیغ تو را کلیم

او هم سر هوس بمیان سران کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۵شکفت غنچه و این عقده ام بدل جا کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۶به راه عشق که هرگز به سر نمی‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۷می نشاط نه جام جهان نما دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۸کسی که از خضر آب بقا نمی‌گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۹مریض را چو عیادت کشد دوا چکند
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۰هرگز دل عاشق ز هوس رنگ نگیرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۱بیا که بیتو سیاهی ز چشم روشن شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۲بعهد جور تو دل ترک آه و افغان کرد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.