پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۰

در مصاف عافیت لرزان تر از سیماب باش

تیغ موج خون چو بینی پنجه قصاب باش

بخت بیداری نمی یابد تجرد پیشه را

خانه چون خالی بود گو پاسبان در خواب باش

هر کجا باریک شد راهت، قدم از سر بنه

جاده گر از تار در پیش آیدت مضراب باش

کار یکرو کن، مدارا نیست جز مشق نفاق

گرنه سیلاب سرائی آتش اسباب باش

سجده گر پیشت برند ابروی تمکین خم مکن

از قبول خلق از جا در میا محراب باش

از شهادت رتبه بالاترت گر آرزوست

در تلاش تشنه مردن در کنار آب باش

تیغ اگر بر خوری رنگ رضامندی مباز

با بلاها تازه رو چون عکس در خوناب باش

سخت جانی مایه صد دردسر باشد کلیم

در کشاکش ناتوان چون رشته بیتاب باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۲اگر چه هست مرا بیتو داغ بر سر داغ
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۳آهم اثر نیافت ز فریاد بیوقوف
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۴خم زلفی است دگر دام گرفتاری دل
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۵امانم داد هجر بیمدارا تا ترا دیدم
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۶بوی کین هرگز کسی نشنیده از آب و گلم
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۷جذبه‌ای خواهم که از خود نیز روگردان شوم
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۸دورم از فتنه که در سایه مژگان توام
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۹ز سعی بخت مرادی روا نمی‌خواهم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.