پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۹

بروی مرهم مرهم نهیم بر دل ریش

که زخم بر سر زخمست و نیش بر سر نیش

اگر ببادیه چون بیکسان هلاک شویم

زگردباد به بندیم نخل ماتم خویش

پر است خاطر آن بیوفا ز کینه ما

بغایتی که نگردد ز حرف دشمن بیش

بخون فشانی چشم بهانه جوست چنان

که خون زدیده جهد بر رگم زپیکر نیش

دلم ز ناز و نعیم جهان ندارد رنگ

چه جای نقش و نگارست خانه درویش

کلیم بهر خط زخم دلبران تن را

زدیم مسطری از استخوان پهلوی خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۱بخانه چند نشینی سری ببستان کش
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۲اگر چه هست مرا بیتو داغ بر سر داغ
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۳آهم اثر نیافت ز فریاد بیوقوف
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۴خم زلفی است دگر دام گرفتاری دل
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۵امانم داد هجر بیمدارا تا ترا دیدم
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۶بوی کین هرگز کسی نشنیده از آب و گلم
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۷جذبه‌ای خواهم که از خود نیز روگردان شوم
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۸دورم از فتنه که در سایه مژگان توام
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.