پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۳

آهم اثر نیافت ز فریاد بیوقوف

شاگرد را چه بهره ز استاد بیوقوف

در پنجه داشت ناخن و دربند تیشه بود

آه از نکرده کاری فرهاد بیوقوف

مشکل که این شکار در آید بدام تو

دل مرغ زیرکست و تو صیاد بیوقوف

شعرم بمو شکافی ادراک مدعی

خندد چو نوعروس بداماد بیوقوف

بنگر کلیم چون فلکم زار می کشد

کافر مباد کشته جلاد بیوقوف

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۵امانم داد هجر بیمدارا تا ترا دیدم
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۶بوی کین هرگز کسی نشنیده از آب و گلم
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۷جذبه‌ای خواهم که از خود نیز روگردان شوم
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۸دورم از فتنه که در سایه مژگان توام
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۹ز سعی بخت مرادی روا نمی‌خواهم
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۰نمیرم تا براهت برنمی آید تمنایم
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۱ز ناتوانی خود اینقدر خبر دارم
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲هر آه حسرتی که به تنها کشیده ام
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.