پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷

نه همین از بخت بد طوفان ز عمان دیده‌ام

دایم از جوش تری از قطره طغیان دیده‌ام

صد خلل در راحت تنهاییم افتاد اگر

زآشنایان گردبادی در بیابان دیده‌ام

از غم بی‌خانمانی گریه‌ام رو داده است

آشیان بلبلی گر در گلستان دیده‌ام

شانه تاری چند از زلفت به چنگ آورد و من

حاصلی گردیده‌ام، خواب پریشان دیده‌ام

شکوه بخت از زبانم سر نزد، گویی که من

در سواد تیره‌بختی آب حیوان دیده‌ام

از هدف صابرترم هرجا بلایی رو دهد

شکرباران کرده‌ام گر تیرباران دیده‌ام

اشک ما از گرمی شوق دگر آید به وجد

رقص آزادی طفلان از دبستان دیده‌ام

استخوان من قناعت بر هما شیرین کند

زین شکرریزی کزان لب‌های خندان دیده‌ام

می‌توان دریافت فیض سینه‌چاکی را کلیم

زین گشایش‌ها که از چاک گریبان دیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۹دوش در خواب چو آن طره پیچان دیدم
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۰جنس کساد چار سوی ناروائیم
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۱شکوه درد ترا کی پیش درمان می‌کنیم
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۲منکه دور از وطنم عیش تمنا نکنم
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۳زحرف شکوه ایام لب چنان بستم
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۴از ثبات عشق دایم پا بدامن داشتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۵بی‌دماغم دست رد بر وصل جانان می‌نهم
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۶بسکه می پیچد صدای ناله دل در برم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.