پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۵

چون در مصاف حادثه آه از جگر کشم

تیغم نمی‌برد به چه امّید برکشم

از گریه کور گشتم و بینایی‌ام به جاست

هر لحظه رشتهٔ مژه را در گهر کشم

عمرم به باغبان نخل قدش گذشت

یک ره ادب نهشت که تنگش به بر کشم

حسرت نصیب، طایر این بوستان منم

خمیازه در بهار ز گل بیشتر کشم

خوش جامه‌ای‌ست داغ ولی پرده‌پوش نیست

صد پیرهن اگر به سر یکدگر کشم

شوقم ز بس که ساخته امیدوار تو

بی‌وعده انتظار به هر رهگذر کشم

بیمار بی طبیب چو چشم توام که نیست

آن قوتم که منت هر چاره‌گر کشم

با سرنوشت بد چه کنم آه چاره نیست

این آن نوشته نیست که خطش به سر کشم

گردد سر برّیده به صندل نیازمند

جایی که من ز دست غمت ناله برکشم

با آنکه هیچ وقت نیاید به کار من

شب تا صباح ناله به مرگ اثر کشم

خار شکسته در قدمم سبز می‌شود

گر من کلیم پای به دامان تر کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۷با فکر او چو سر بگریبان فرو کنم
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۸به دور خویش ز مینا حصار می‌خواهم
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۹بسکه سودای سر کوی تو پیچد در سرم
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۰آتش دیگ هوس از دل سوزان گیرم
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۱دست و دل تنگ و جهان تنگ خدایا چکنم
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۲بس‌که از بار غم دهر گران‌بار شدم
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۳آن سالکم که با خضر هرچند هم نشینم
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۴دل شاد از آنم که دل شاد ندارم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.