پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۶

خواهم ز بس پرده تقوی بدر افتم

چندی بزبان همه کس چون خبر افتم

این همسفران پشت بمقصود روانند

شاید که بمانم قدمی پیشتر افتم

دیوانه آنزلفم و از غایت سودا

با باد در آویزم و با شانه درافتم

این گوشه عزلت ز تو آب رخم افزود

نشناسم اگر قدر ترا دربدر افتم

بر خویش نمی بالم از اسباب تجمل

چون رشته سراپای اگر در گهر افتم

صیدم بتکلف نتوان کرد درین دشت

هر دام که بیدانه، درو زودتر افتم

مستوری من چیست کلیم، ار بگذارند

چون بوی می از پرده عصمت بدر افتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۸به دور خویش ز مینا حصار می‌خواهم
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۹بسکه سودای سر کوی تو پیچد در سرم
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۰آتش دیگ هوس از دل سوزان گیرم
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۱دست و دل تنگ و جهان تنگ خدایا چکنم
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۲بس‌که از بار غم دهر گران‌بار شدم
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۳آن سالکم که با خضر هرچند هم نشینم
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۴دل شاد از آنم که دل شاد ندارم
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۵با که گویم آنچه زان نخل تمنا دیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.