پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۷

با فکر او چو سر بگریبان فرو کنم

تشریح زلف خم بخمش موبمو کنم

دهقان بهر زمین که نشاند نهال تاک

منهم بخاک، تخم کدوئی فرو کنم

از تیغ ابروی تو زبس زخم خورده ام

جرأت نمی کنم که بمحراب رو کنم

هرگز مراد من بحصول آشنا نبود

در زیر تیغ عمر ابد آرزو کنم

از عقل های کهنه و نو خرمنی شود

گر آستان میکده را رفت و رو کنم

گردد بزیر خاک سکندر زشرم آب

دل را اگر بآینه اش روبرو کنم

دشنام و بوسه هر چه عوض می دهی بده

حاشا که با تو بر سر دل گفتگو کنم

بر صید دیگری نظری کی فتد، که من

در سر نگنجدم که گل چیده بو کنم

خواهی نشان تیر شوم یا غلاف تیغ

با هر ستم که مصلحت تست خو کنم

با تیغ جور ناوک لطفی کلیم هست

تا چاکهای سینه به پیکان رفو کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۹بسکه سودای سر کوی تو پیچد در سرم
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۰آتش دیگ هوس از دل سوزان گیرم
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۱دست و دل تنگ و جهان تنگ خدایا چکنم
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۲بس‌که از بار غم دهر گران‌بار شدم
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۳آن سالکم که با خضر هرچند هم نشینم
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۴دل شاد از آنم که دل شاد ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۵با که گویم آنچه زان نخل تمنا دیده‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۶بیجوهریم و دست ز شمشیر می بریم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.