پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۵

باین دماغ که از سایه اجتناب کنیم

بر آن سریم که تسخیر آفتاب کنیم

بگریه سحری سعی بیش ازین خوش نیست

چه لایقست که در شیر صبح آب کنیم

شود بصیر بدل عجز چون کمال گرفت

گذشت از آنکه توانیم اضطراب کنیم

ز شور ناله بود جمله بیقراری اشک

نمی گذارد کاین طفل را بخواب کنیم

سفینه می رود این سعی ناخدا عبث است

چو عمر می گذرد ما چرا شتاب کنیم

هوای خانه ناموس و ننگ دلگیر است

خوش آنکه بر سر عقل این بنا خراب کنیم

کدام سوخته جان راست تاب آتش ما

بآه سرد دلی را مگر کباب کنیم

بیمن عشق ز خاک وجود می سازیم

گلی که غازه رخسار آفتاب کنیم

بود کلیم که باز از نشان دندانها

برای بوسه لبی چند انتخاب کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۷موشکافی‌ها در آن اندام زیبا کرده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۸آوردم از مو قلم چون شرح ضعف تن کنم
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۹نه سزاوار حرم نه لایق بتخانه‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۰در مطلعی که وصف دهانش بیان کنم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۱کامی ز روزگار ستمگر گرفته ایم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۲ز کلک مرحمت دوست تیره ایامم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۳ما تکیه بیاری هوادار نداریم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۴طالع وارون بر آن برگشته‌مژگان بسته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.