پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۲

ز کلک مرحمت دوست تیره ایامم

طفیل احمد و محمود می برد نامم

اگر سحاب کرم سنگ خاص من سازد

بسی به است ز باران رحمت عامم

اگر ز گوشه خاطر نرانده است مرا

چرا بگوشه مکتوب می برد نامم

ز ننگ، نامم چون نامه وا نخواهد شد

همان به است که خوشدل کند به پیغامم

بجز ترقی وارون ندیدم از طالع

همیشه رشک به آغاز برده انجامم

گرفته آینه مهر زنگ از صبحم

زبان بشمع سیه تاب گشته از شامم

ببزم عشرتم ار لب بخنده بگشاید

زمانه خون سیاووش خواهد از جامم

بباغ بی در و دیوار روزگار چو گل

همیشه منتظر دستبرد ایامم

کلیم در اثر بخت واژگون منست

که می شود شکر لطف حنظل کامم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۴طالع وارون بر آن برگشته‌مژگان بسته‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۵بی‌قدر نخواهم شد اگر خاک‌نهادم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۶آستین گریه را گاهی که بالا می زنم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۷تمام دردم و روی دوا نمی بینم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۸گوهر تاجم که در دست گدا افتاده ام
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۹ریخت ناخن بس که خار یأس از پا می‌کشم
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۰باده کو تا موج سان رقص از همه اعضا کنم
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۱خاک نشینی است سلیمانیم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.