پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷

موشکافی‌ها در آن اندام زیبا کرده‌ام

تا کمر را در میان زلف پیدا کرده‌ام

نیستم راضی که سر بر کرسی زانو نهم

تا هوای سربلندی را ز سر وا کرده‌ام

دیده خواهش نبیند توتیا سازی چو من

خاک کوی یأس در چشم تمنا کرده‌ام

باطن خلق دو رو سوهان و ظاهر آینه است

عمرها جاسوسی ابنای دنیا کرده‌ام

بی‌نمک نبود جنونم، دل‌نشین افتاده‌ام

کز لب لعلش نمک در دیگ سودا کرده‌ام

تنگی کار از عقب دارد گشایش‌ها ضرور

از دل تنگ منست ار دیده دریا کرده‌ام

قامت فصل جوانی شد قد خم گشته‌ام

جای تا در سایه آن قد رعنا کرده‌ام

هرکه تنهایی طلب، با شمع در یک خانه نیست

من نه بی‌جا خو به تاریکی شب‌ها کرده‌ام

خانه همسایه‌ها ویران شد از اشکم کلیم

نیست از دیوانگی گر جا به صحرا کرده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹نه سزاوار حرم نه لایق بتخانه‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۰در مطلعی که وصف دهانش بیان کنم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱کامی ز روزگار ستمگر گرفته ایم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲ز کلک مرحمت دوست تیره ایامم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۳ما تکیه بیاری هوادار نداریم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۴طالع وارون بر آن برگشته‌مژگان بسته‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۵بی‌قدر نخواهم شد اگر خاک‌نهادم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۶آستین گریه را گاهی که بالا می زنم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.