پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۹

نه سزاوار حرم نه لایق بتخانه‌ام

در خراب‌آباد دنیا جغد بی‌ویرانه‌ام

فرقم از سرکوب محنت یک نفس خالی نبود

گر ز کار افتاد دستم ریخت بر سر خانه‌ام

بس که هرگز پر ندیدم جام عیش خویش را

باورم ناید که پر خواهد شدن پیمانه‌ام

من نباشم رونق عشق و محبت می‌رود

تیشه فرهادم و بال و پر پروانه‌ام

فقر تا ما بی‌نوایان را حمایت می‌کند

سایه پشتیبان دیوارست در ویرانه‌ام

با گرانان سازگاری و مدارا عاقلیست

چون به زنجیر جنون می‌سازم ار دیوانه‌ام

شعله برمی‌خیزد از فرقم به جای مو کلیم

می‌سزد گر از ید بیضا بسازی شانه‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱کامی ز روزگار ستمگر گرفته ایم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲ز کلک مرحمت دوست تیره ایامم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۳ما تکیه بیاری هوادار نداریم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۴طالع وارون بر آن برگشته‌مژگان بسته‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۵بی‌قدر نخواهم شد اگر خاک‌نهادم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۶آستین گریه را گاهی که بالا می زنم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷تمام دردم و روی دوا نمی بینم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۸گوهر تاجم که در دست گدا افتاده ام
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.