پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۴

چون دف تر ناله از بیداد کمتر می‌کنم

می‌کشم جور و تغافل در برابر می‌کنم

سرنوشتم گر شهادت نیست در کویت چرا

بوی خون می‌آید از خاکی که بر سر می‌کنم

بس که هردم می‌رسد فوج بلایی بر سرم

گر کشم آهی خیال گرد لشکر می‌کنم

آنقدر کالماس بر داغم سپهر افشانده است

من نمک از گریه شب در چشم اختر می‌کنم

می‌برم با خود لباس داغ حسرت را به خاک

پیش بینم فکر عریانی محشر می‌کنم

زاهدان عهد ما معیار حق و باطلند

هرچه را منکر شوند این قوم باور می‌کنم

سرکشی‌ها را غبار از سر اگر بیرون کند

خویش را با خاک در پستی برابر می‌کنم

رشته از گوهر به خود می‌بالد و تن از سخن

گر سخن گویم علاج جسم لاغر می‌کنم

در جهان دائم نشان تیر انکارم کلیم

گر ز مصحف چامه ناموس در بر می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۶بدام عشق تو بیدانه مبتلا شده ام
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۷بار ناموسی نداریم از پی دل می رویم
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۸دل را از آن دو طره پرفن گرفته ام
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۹در دستگاه محتشمان پا نمی خوریم
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۰از دست دهر محنت بسیار می کشم
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۱بر رگ دل گاه ناخن گاه نشتر می زنم
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۲ - در مدح شاه‌جهانبر شکال دولت آبادست و ما بی‌باده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۳بروی ساغر می ماه عید را دیدم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.