پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۰

از دست دهر محنت بسیار می کشم

آئینه وار هر نفس آزار می کشم

در آتشم چو پنبه داغ از ملایمت

از طبع سازگار خود آزار می کشم

یک رهبرم درین ره تاریک برنخورد

چون آفتاب دست بدیوار می کشم

یک رهبرم درین ره تاریک برنخورد

چون آفتاب دست بدیوار می کشم

بازار گرمم از خنکی هایِ بخت ، زفت،

آن یوسفم که ناز خریدار می کشم

چون گل بسر زنم زبس از خون گرفته رنگ

از دیده در ره تو اگر خار می کشم

چون سایه اختیار بدستم نداده اند

گویم چسان که دست زهر کار می کشم

خونم وفا بمستی چشمت نمی کند

زین نیم جرعه خجلت بسیار می کشم

از آن مکدرم که زتأثیر عکس خویش

آئینه را نقاب برخسار می کشم

رنگ از حنای عید کلیم ار نباشدم

دستی باین دو دیده خونبار می کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۲ - در مدح شاه‌جهانبر شکال دولت آبادست و ما بی‌باده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۳بروی ساغر می ماه عید را دیدم
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۴کو همتی که از همه قطع نظر کنیم
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۵غم مسکن و فکر مأوا ندارم
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۶پی بخلوتگه قرب از بسکه شبها برده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۷باز عید آمد بغل گیری مینا می‌کنم
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۸ - در مدح شاه‌جهانز سوز عشق چه هنگامه فغان بندیم
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۹جنت از رضوان، که من زان روضه خرم نیستم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.