پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۷

بار ناموسی نداریم از پی دل می رویم

از تهی پائی چه بی اندیشه در گل می رویم

هرگز از سرگشتگی راهی بسر ناورده ایم

مضطرب هر سو چو مرغ نیم بسمل می رویم

طالع وارون ما از بس به سستی مایلست

پا اگر بر سنگ بگذاریم در گل می رویم

چون خس و خاشاک سیلاب ایمنیم از گمرهی

پا بدوش راهبر دائم بمنزل می رویم

یاد ما میکن گهی پربار خاطر نیستیم

با همه دیر آمدنها زود از دل می رویم

نیست خاشاک وجود ما جدا از سیل غم

ما خس و خاریم، اما کم بساحل می رویم

فیض کوی میفروش این بس کز آسیب خمار

بر درش دیوانه می آئیم و عاقل می رویم

جوشن تدبیر از تن کنده و آسوده ایم

راه اگر دارد خطر ما نیز غافل می رویم

رنگ خون ما نخواهد رفت از دستش کلیم

این حنا تا هست کی از یاد قاتل می رویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۹در دستگاه محتشمان پا نمی خوریم
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۰از دست دهر محنت بسیار می کشم
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۱بر رگ دل گاه ناخن گاه نشتر می زنم
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۲ - در مدح شاه‌جهانبر شکال دولت آبادست و ما بی‌باده‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۳بروی ساغر می ماه عید را دیدم
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۴کو همتی که از همه قطع نظر کنیم
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۵غم مسکن و فکر مأوا ندارم
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۶پی بخلوتگه قرب از بسکه شبها برده ایم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.