پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۸

دل را از آن دو طره پرفن گرفته ام

از هند زلف رخصت رفتن گرفته ام

با شعله ام بنسبت عریانی الفت است

زان روی جا بگوشه گلخن گرفته ام

هرگز ز سنگ دلشکنانم هراس نیست

این شیشه را برای شکستن گرفته ام

دانسته ام حقیقت خود را چنانچه هست

در کین خویش جانب دشمن گرفته ام

چشم از جهان ببستم و نور دلم فرود

روشن شده است خانه چو روزن گرفته ام

آخر بسان فاخته ام شد گلو کبود

منت ز خلق بسکه بگردن گرفته ام

تا چند در نی قلم آتش زند سخن

من هم کلیم خامه ز آهن گرفته ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۰از دست دهر محنت بسیار می کشم
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۱بر رگ دل گاه ناخن گاه نشتر می زنم
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۲ - در مدح شاه‌جهانبر شکال دولت آبادست و ما بی‌باده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۳بروی ساغر می ماه عید را دیدم
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۴کو همتی که از همه قطع نظر کنیم
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۵غم مسکن و فکر مأوا ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۶پی بخلوتگه قرب از بسکه شبها برده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۷باز عید آمد بغل گیری مینا می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.