پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۸

فرصتی کو که دوای دل رنجور کنیم

پنبه شیشه می مرهم ناسور کنیم

طمع خام نشد ز آتش حرمان پخته

گر بدوزخ برویم آرزوی حور کنیم

خدمت بزم شراب تو زما می آید

می توانیم که از گریه گزک شور کنیم

از پی کینه ما تیغ به بندد بمیان

ما اگر دست هوس در کمر مور کنیم

زندگی بسکه زبیداد فلک تلخ شده است

خسته به شه را پرسش رنجور کنیم

پرده هرچند فزون جلوه افشا خوشتر

فهم این نکته ز راز دل طنبور کنیم

چاره زاریست بر دلبر مغرور کلیم

نتوانیم چو رامش بزر و زور کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۰گه گهر گه شرر از دیده تر یافته ام
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۱ازین شکسته دلم گر نحیف و رنجورم
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۲هم جفای دوستان هم جور دشمن می‌کشم
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۳همتی کو که دل از عیش جهان بردارم
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۴چون دف تر ناله از بیداد کمتر می‌کنم
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۵همه پاکان بحر و بر دیدم
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۶بدام عشق تو بیدانه مبتلا شده ام
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۷بار ناموسی نداریم از پی دل می رویم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.