پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۱

ازین شکسته دلم گر نحیف و رنجورم

که در غمش بگریبان نمی رسد زورم

هزار بار ازین همرهان گسستم و باز

فلک نهشت جدا همچو تار طنبورم

سرم بغیر گریبان فرو نمی آید

بدستگاه قناعت ز بسکه مغرورم

چنینکه صورت خامم کدورت انگیزست

ببزم دهر تو گوئی چراغ بینورم

ز خلق راحت تنهائیم رهانیده

بکنج خلوت خود در بهشت بیحورم

بباغ دهر خس آشیانه را مانم

که در میان طراوت ز خرمی دورم

ز ضعف بار مداوا نمی توانم برد

طبیب را چه گنه گر همیشه رنجورم

نیافتم هنری بهتر از سبکباری

اگر ندارم چیزی ببار معذورم

در انتظار خرابی بسر رود عمر

کلیم همچو حباب آنزمان که معمورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۳همتی کو که دل از عیش جهان بردارم
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۴چون دف تر ناله از بیداد کمتر می‌کنم
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۵همه پاکان بحر و بر دیدم
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۶بدام عشق تو بیدانه مبتلا شده ام
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۷بار ناموسی نداریم از پی دل می رویم
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۸دل را از آن دو طره پرفن گرفته ام
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۹در دستگاه محتشمان پا نمی خوریم
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۰از دست دهر محنت بسیار می کشم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.