پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۹

باغبان بیمهر و ما در اصل نخل بی بریم

عاقبت در گلخن گیتی کف خاکستریم

هیچکس نبود که نبود در پی آزار ما

اهل عالم جمله طفل و ما چو مرغ بی بریم

عاشقانت تیغ کین در یکدگر خوش می نهند

خون هم چون آب می ریزیم و از یک لشکریم

مهرورزی چون رسن تابیست کین بر رشته را

پیشتر چندانکه داریم از همه واپس تریم

مرغ یک اصلیم عیب ما بود عیب همه

از چه همچون موج دائم در پی یکدیگریم

خاک ما را ز پی سرگشتگی گل کرده اند

دهر گوئی بزم مستانست و ما چون ساغریم

اندرین گلخن بچشم کم مبین ما را کلیم

با همه افسردگی دل زنده تر از اخگریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۱ازین شکسته دلم گر نحیف و رنجورم
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۲هم جفای دوستان هم جور دشمن می‌کشم
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۳همتی کو که دل از عیش جهان بردارم
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۴چون دف تر ناله از بیداد کمتر می‌کنم
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۵همه پاکان بحر و بر دیدم
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۶بدام عشق تو بیدانه مبتلا شده ام
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۷بار ناموسی نداریم از پی دل می رویم
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۸دل را از آن دو طره پرفن گرفته ام
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.