پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی

هلالی جغتایی

غزلیات

۴۲۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر
  2. شمارهٔ ۱۸۲ تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش تر
  3. شمارهٔ ۱۸۳ جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر
  4. شمارهٔ ۱۸۴ هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر
  5. شمارهٔ ۱۸۵ وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر
  6. شمارهٔ ۱۸۶ حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر
  7. شمارهٔ ۱۸۷ با رخ زرد آمدم سوی درت، ای سروناز
  8. شمارهٔ ۱۸۸ برو، ای نرگس رعنا، تو باین چشم مناز
  9. شمارهٔ ۱۸۹ قد تو عمر درازست و سرو گلشن ناز
  10. شمارهٔ ۱۹۰ یار من، وه! که مرا یار نداند هرگز
  11. شمارهٔ ۱۹۱ از آن چه سود که نوروز شد جهان افروز؟
  12. شمارهٔ ۱۹۲ برخیز طبیبا، که دل آزرده ام امروز
  13. شمارهٔ ۱۹۳ عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز
  14. شمارهٔ ۱۹۴ عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس
  15. شمارهٔ ۱۹۵ کار من از جمله عالم همین عشقست و بس
  16. شمارهٔ ۱۹۶ کام از آن لب مشکل و ما را غم کامست و بس
  17. شمارهٔ ۱۹۷ یار من با دگران یار شد، افسوس افسوس!
  18. شمارهٔ ۱۹۸ زاهد، بکنج صومعه می نوش و مست باش
  19. شمارهٔ ۱۹۹ دردمندم، گر مرا درمان نباشد، گو: مباش
  20. شمارهٔ ۲۰۰ آه! از آن شوخ، که تا سر نشود خاک درش
  21. شمارهٔ ۲۰۱ آه! از آن ماه مسافر، که نیامد خبرش
  22. شمارهٔ ۲۰۲ آنکه از آب حیات آزرده می گردد تنش
  23. شمارهٔ ۲۰۳ زبان او، که ندیدم ز تنگی دهنش
  24. شمارهٔ ۲۰۴ گر گذر افتد، چو باد صبح، بر خاک منش
  25. شمارهٔ ۲۰۵ روزی که بر لب آید جانم در آرزویش
  26. شمارهٔ ۲۰۶ کار من فریاد و افغانست، دور از یار خویش
  27. شمارهٔ ۲۰۷ ای شاه حسن، جور مکن بر گدای خویش
  28. شمارهٔ ۲۰۸ ای کجی آموخته پیوسته از ابروی خویش
  29. شمارهٔ ۲۰۹ مردم و خود را ز غمهای جهان کردم خلاص
  30. شمارهٔ ۲۱۰ وای! که جانم نشد از غم هجران خلاص
  31. شمارهٔ ۲۱۱ عاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرض
  32. شمارهٔ ۲۱۲ گر من ز شوق خویش نویسم به یار خط
  33. شمارهٔ ۲۱۳ ترک یاری کردی، از وصل تو یاران را چه حظ؟
  34. شمارهٔ ۲۱۴ ما که از سوز تو در گریه زاریم چو شمع
  35. شمارهٔ ۲۱۵ مهوشان در نظر کج نظرانند، دریغ!
  36. شمارهٔ ۲۱۶ خوبان، اگر چه هر طرفی می کشند صف
  37. شمارهٔ ۲۱۷ وه! که رفت آن شوخ و بر ما کرد بیداد از فراق
  38. شمارهٔ ۲۱۸ نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک چاک
  39. شمارهٔ ۲۱۹ ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال
  40. شمارهٔ ۲۲۰ ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل
  41. شمارهٔ ۲۲۱ نه رفیقی، که بود در پی غمخواری دل
  42. شمارهٔ ۲۲۲ آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل
  43. شمارهٔ ۲۲۳ ای در دلم ز آتش عشق تو صد الم
  44. شمارهٔ ۲۲۴ نیست حد آن که گویم: بنده روی توام
  45. شمارهٔ ۲۲۵ عجب شکسته‌دل و زار و ناتوان شده‌ام!
  46. شمارهٔ ۲۲۶ روزی که در فراق جمال تو بوده‌ام
  47. شمارهٔ ۲۲۷ ز سوز سینه کبابم، ز سیل دیده خرابم
  48. شمارهٔ ۲۲۸ به یارِ بی‌وفا عمری وفا کردم ندانستم
  49. شمارهٔ ۲۲۹ هر شب بسر کوی تو از پای در افتم
  50. شمارهٔ ۲۳۰ براهت بینم و از بیخودی بر رهگذر غلتم
  51. شمارهٔ ۲۳۱ اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم
  52. شمارهٔ ۲۳۲ بصد امید هر دم گرد آن دیوار و در گردم
  53. شمارهٔ ۲۳۳ عیدست، برون آی، که حیران تو گردم
  54. شمارهٔ ۲۳۴ ز پیر میکده عمری در التماس شدم
  55. شمارهٔ ۲۳۵ کاشکی! خاک حریم حرمت می‌بودم
  56. شمارهٔ ۲۳۶ دو روز شد که ز درد فراق بیمارم
  57. شمارهٔ ۲۳۷ من نه آنم که دل خویش مشوش دارم
  58. شمارهٔ ۲۳۸ یار آمد و من طاقت دیدار ندارم
  59. شمارهٔ ۲۳۹ عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم
  60. شمارهٔ ۲۴۰ هر زمان بر صف خوبان بتماشا گذرم

متن اشعار به نقل از گنجور.