پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی

هلالی جغتایی

غزلیات

۴۲۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ خواهم که: بزیر قدمت زار بمیرم
  2. شمارهٔ ۲۴۲ بخاک من گذری کن، چو در وفای تو میرم
  3. شمارهٔ ۲۴۳ پس از عمری، که خود را بر سر کوی تو اندازم
  4. شمارهٔ ۲۴۴ مگو افسانه مجنون، چو من در انجمن باشم
  5. شمارهٔ ۲۴۵ اگر خوانی درونم، بنده این خاندان باشم
  6. شمارهٔ ۲۴۶ چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم
  7. شمارهٔ ۲۴۷ تا عمر بود، در هوس روی تو باشم
  8. شمارهٔ ۲۴۸ مرا چه زهره که گویم: غلام روی تو باشم؟
  9. شمارهٔ ۲۴۹ گفت یار: از ما بکن قطع نظر، گفتم: به چشم!
  10. شمارهٔ ۲۵۰ من که باشم که می لعل بآن ماه کشم؟
  11. شمارهٔ ۲۵۱ چون قامت آن سرو سهی کرد هلاکم
  12. شمارهٔ ۲۵۲ مشکل که رود داغت هرگز ز دل چاکم
  13. شمارهٔ ۲۵۳ گر بخاکم گذرد یوسف گل پیرهنم
  14. شمارهٔ ۲۵۴ هر شبی گویم که: فردا ترک این سودا کنم
  15. شمارهٔ ۲۵۵ خود را نشان ناوک بد خوی خود کنم
  16. شمارهٔ ۲۵۶ با تو خواهم شرح غم‌های دل محزون کنم
  17. شمارهٔ ۲۵۷ دل را ز چاک سینه توانم برون کنم
  18. شمارهٔ ۲۵۸ آهم شنید و رنجه شد آن ماه چون کنم؟
  19. شمارهٔ ۲۵۹ ای تو آرام دل و جان، از تو دوری چون کنم؟
  20. شمارهٔ ۲۶۰ گر جفایی رفت، از جانان جدایی چون کنم؟
  21. شمارهٔ ۲۶۱ جان من، جان و دل خویش نثار تو کنم
  22. شمارهٔ ۲۶۲ بهار میرسد، اما بهار را چه کنم؟
  23. شمارهٔ ۲۶۳ دلم بآرزوی جان نمیرسد، چه کنم؟
  24. شمارهٔ ۲۶۴ دوستان، عاشقم و عاشق زارم، چه کنم؟
  25. شمارهٔ ۲۶۵ یار بی رحم و من از درد بجانم، چه کنم؟
  26. شمارهٔ ۲۶۶ دلم ز دست شد، از دست دل چه چاره کنم؟
  27. شمارهٔ ۲۶۷ آنکه از درد دل خود بفغانست منم
  28. شمارهٔ ۲۶۸ کدام صبح سعادت بود مبارک ازینم؟
  29. شمارهٔ ۲۶۹ چه حالست این؟ که: هر گه در جمالت یک نظر بینم
  30. شمارهٔ ۲۷۰ تا کی به درت آیم و دیدار نبینم؟
  31. شمارهٔ ۲۷۱ از پی آن دلبر شیرین شمایل می‌روم
  32. شمارهٔ ۲۷۲ عید شد، بخرام، تا مدهوش و حیرانت شوم
  33. شمارهٔ ۲۷۳ جلوه های قد دلجوی ترا بنده شوم
  34. شمارهٔ ۲۷۴ من سگ یارم و آن نیست که بیگانه شوم
  35. شمارهٔ ۲۷۵ چنان از پا فگند امروزم آن رفتار و قامت هم
  36. شمارهٔ ۲۷۶ ای که از خوبان مراد ما تویی مقصود هم
  37. شمارهٔ ۲۷۷ نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم
  38. شمارهٔ ۲۷۸ خرم آن روز کزین محنت و غم باز رهم
  39. شمارهٔ ۲۷۹ بحمدالله! که جان بر باد رفت و خاک شد تن هم
  40. شمارهٔ ۲۸۰ خراب یک نظر از چشم نیم خواب توایم
  41. شمارهٔ ۲۸۱ هر خوبی‌ای، که از همه خوبان شنیده‌ایم
  42. شمارهٔ ۲۸۲ روز عیدست، سر راهگذاری گیریم
  43. شمارهٔ ۲۸۳ زهی سعادت! اگر خاک آن حرم باشیم
  44. شمارهٔ ۲۸۴ خیز، تا امروز با هم ساغر صهبا کشیم
  45. شمارهٔ ۲۸۵ ای سگ آن سر کو، ما و تو یاران همیم
  46. شمارهٔ ۲۸۶ نوبهارست، بیا، تا قدحی نوش کنیم
  47. شمارهٔ ۲۸۷ شام عید، آن به، که منزل بر سر راهی کنیم
  48. شمارهٔ ۲۸۸ ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویم
  49. شمارهٔ ۲۸۹ یارب، غم بی‌رحمی جانان به که گویم؟
  50. شمارهٔ ۲۹۰ ساخت گدای درگهت مرحمت الهی‌ام
  51. شمارهٔ ۲۹۱ ای ماه من و شاه سپاه همه خوبان
  52. شمارهٔ ۲۹۲ من گرفتار و تو در بند رضای دگران
  53. شمارهٔ ۲۹۳ ای پریچهره من، چند نشینی بکسان؟
  54. شمارهٔ ۲۹۴ صبح امید همانست و رخ یار همان
  55. شمارهٔ ۲۹۵ در قبای ارغوانی قد آن سرو روان
  56. شمارهٔ ۲۹۶ مشکل غمی‌ست عشق، که گفتن نمی‌توان
  57. شمارهٔ ۲۹۷ منم، چون غنچه، در خوناب زان گل برگ تر پنهان
  58. شمارهٔ ۲۹۸ جان به حسرت نتوان بی‌رخِ جانان دادن
  59. شمارهٔ ۲۹۹ اگر برای تو مردن، چه باک از آن مردن؟
  60. شمارهٔ ۳۰۰ خط ریحانش رقم بر نسترن خواهد زدن

متن اشعار به نقل از گنجور.