پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

با تو خواهم شرح غم‌های دل محزون کنم

لیک از خوی تو می‌ترسم، ندانم چون کنم

چند دارم در فراقش حالت نزع روان؟

کاشکی! یکبارگی جان را ز تن بیرون کنم

من به این دل بس نمی‌آیم، ندانم چاره چیست؟

تا به چند افسانه گویم؟ تا به کی افسون کنم؟

گر به دامان فلک ریزم، هلالی، اشک خود

رنگ زرد ماه را همچون شفق گلگون کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸آهم شنید و رنجه شد آن ماه چون کنم؟
  2. شمارهٔ ۲۵۹ای تو آرام دل و جان، از تو دوری چون کنم؟
  3. شمارهٔ ۲۶۰گر جفایی رفت، از جانان جدایی چون کنم؟
  4. شمارهٔ ۲۶۱جان من، جان و دل خویش نثار تو کنم
  5. شمارهٔ ۲۶۲بهار میرسد، اما بهار را چه کنم؟
  6. شمارهٔ ۲۶۳دلم بآرزوی جان نمیرسد، چه کنم؟
  7. شمارهٔ ۲۶۴دوستان، عاشقم و عاشق زارم، چه کنم؟
  8. شمارهٔ ۲۶۵یار بی رحم و من از درد بجانم، چه کنم؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.