پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

یار بی رحم و من از درد بجانم، چه کنم؟

من چنین، یار چنان، آه! ندانم چه کنم؟

میروم، گریه کنان، نعره زنان، سینه کنان

مست و دیوانه و رسوای جهانم، چه کنم؟

بی تو امروز بصد حسرت و غم زیسته ام

آه اگر روز دگر زنده بمانم چه کنم؟

بی تحمل نتوان چاره عشق تو، ولی

من بیچاره تحمل نتوانم چه کنم؟

چند گویی که: هلالی، دگر از درد منال

من ازین درد بفریاد و فغانم چه کنم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷آنکه از درد دل خود بفغانست منم
  2. شمارهٔ ۲۶۸کدام صبح سعادت بود مبارک ازینم؟
  3. شمارهٔ ۲۶۹چه حالست این؟ که: هر گه در جمالت یک نظر بینم
  4. شمارهٔ ۲۷۰تا کی به درت آیم و دیدار نبینم؟
  5. شمارهٔ ۲۷۱از پی آن دلبر شیرین شمایل می‌روم
  6. شمارهٔ ۲۷۲عید شد، بخرام، تا مدهوش و حیرانت شوم
  7. شمارهٔ ۲۷۳جلوه های قد دلجوی ترا بنده شوم
  8. شمارهٔ ۲۷۴من سگ یارم و آن نیست که بیگانه شوم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.