پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۱

از پی آن دلبر شیرین شمایل می‌روم

دل پی او رفت و من هم از پی دل می‌روم

می‌روم نزدیک آن قصاب و گو: خونم بریز

من هلاک قتل خویشم، سوی قاتل می‌روم

گر زند تیغ، از سر کویش نخواهم رفت، لیک

چند گامی همچو مرغ نیم بسمل می‌روم

چون به کوی او روم ترسم رقیبان پی برند

زانکه من در گریه خود پای در گل می‌روم

ای که می‌گویی: برو، تحصیل درس عشق کن

می‌روم، اما پی تحصیل حاصل می‌روم

وادی درد و بلا در عشق هر یک منزل‌ست

کرده‌ام عزم سفر، منزل، به منزل می‌روم

می‌روم سویش به استقبال و خوشحالم که باز

می‌رسد اقبال و من هم در مقابل می‌روم

در ره عشق، ای هلالی، از من آگاهی مجو

زانکه من این راه را بسیار غافل می‌روم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۳جلوه های قد دلجوی ترا بنده شوم
  2. شمارهٔ ۲۷۴من سگ یارم و آن نیست که بیگانه شوم
  3. شمارهٔ ۲۷۵چنان از پا فگند امروزم آن رفتار و قامت هم
  4. شمارهٔ ۲۷۶ای که از خوبان مراد ما تویی مقصود هم
  5. شمارهٔ ۲۷۷نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم
  6. شمارهٔ ۲۷۸خرم آن روز کزین محنت و غم باز رهم
  7. شمارهٔ ۲۷۹بحمدالله! که جان بر باد رفت و خاک شد تن هم
  8. شمارهٔ ۲۸۰خراب یک نظر از چشم نیم خواب توایم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.