پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

خراب یک نظر از چشم نیم خواب توایم

بحال ما نظری کن، که ما خراب توایم

سؤال ما بتو از حد گذشت، لب بگشا

که سالهاست که در حسرت جواب توایم

چه حد آن که توانیم هم عنان تو شد؟

همین سعادت ما بس که: در رکاب توایم

عتاب تو کشد و ناز تو هلاک کند

هلاک ناز تو و کشته عتاب توایم

عجب نباشد اگر از لبت بکام رسیم

که مست باده نازی و ما کباب توایم

ز مهر روی تو داریم داغها بر دل

ستاره سوخته از تاب آفتاب توایم

من و هلالی ازین در بهیچ جا نرویم

چرا که همچو سگان بسته طناب توایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲روز عیدست، سر راهگذاری گیریم
  2. شمارهٔ ۲۸۳زهی سعادت! اگر خاک آن حرم باشیم
  3. شمارهٔ ۲۸۴خیز، تا امروز با هم ساغر صهبا کشیم
  4. شمارهٔ ۲۸۵ای سگ آن سر کو، ما و تو یاران همیم
  5. شمارهٔ ۲۸۶نوبهارست، بیا، تا قدحی نوش کنیم
  6. شمارهٔ ۲۸۷شام عید، آن به، که منزل بر سر راهی کنیم
  7. شمارهٔ ۲۸۸ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویم
  8. شمارهٔ ۲۸۹یارب، غم بی‌رحمی جانان به که گویم؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.