پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی

هلالی جغتایی

غزلیات

۴۲۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ مه من، بجلوه گاهی که ترا شنودم آنجا
  2. شمارهٔ ۲ سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا
  3. شمارهٔ ۳ ای نور خدا در نظر از روی تو ما را
  4. شمارهٔ ۴ به چشم لطف اگر بینی گرفتاران رسوا را
  5. شمارهٔ ۵ ز روی مهر اگر روزی ببینی یک دو شیدا را
  6. شمارهٔ ۶ از آن تنهایی ملک غریبی شد هوس ما را
  7. شمارهٔ ۷ گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست ترا؟
  8. شمارهٔ ۸ ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو را
  9. شمارهٔ ۹ من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را؟
  10. شمارهٔ ۱۰ جان خوشست، اما نمیخواهم که: جان گویم ترا
  11. شمارهٔ ۱۱ یار ما هرگز نیازارد دل اغیار را
  12. شمارهٔ ۱۲ من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟
  13. شمارهٔ ۱۳ آرزومند توام، بنمای روی خویش را
  14. شمارهٔ ۱۴ یار، چون در جام می‌بیند، رخ گل‌فام را
  15. شمارهٔ ۱۵ یک دو روزی می گذارد یار من تنها مرا
  16. شمارهٔ ۱۶ بی تو، چندان که محنتست مرا
  17. شمارهٔ ۱۷ شوق درون بسوی دری می کشد مرا
  18. شمارهٔ ۱۸ گفتگوی عقل در خاطر فرو ناید مرا
  19. شمارهٔ ۱۹ ای شهسوار حسن، سر افراز کن مرا
  20. شمارهٔ ۲۰ زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا
  21. شمارهٔ ۲۱ هست آرزوی کشتن آن تند خو مرا
  22. شمارهٔ ۲۲ ز سوز سینه، هر دم، چند پوشم داغ هجران را؟
  23. شمارهٔ ۲۳ نهادی بر دلم داغ فراق و سوختی جان را
  24. شمارهٔ ۲۴ بروز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را
  25. شمارهٔ ۲۵ بچه نسبت کنم آن سرو قد دلجو را؟
  26. شمارهٔ ۲۶ گه نمک ریزد بخم، گه بشکند پیمانه را
  27. شمارهٔ ۲۷ ای شوخ، مکش عاشق خونین جگری را
  28. شمارهٔ ۲۸ دیدیدیم ز یاران وفادار بسی را
  29. شمارهٔ ۲۹ بحمدالله که صحت داد ایزد پادشاهی را
  30. شمارهٔ ۳۰ بنام ایزد، میان مردمان آن تندخو با ما
  31. شمارهٔ ۳۱ چند نادیده کنی؟ آه! چه دیدی از ما؟
  32. شمارهٔ ۳۲ نمی توان بجفا قطع دوستداری ما
  33. شمارهٔ ۳۳ من و بیداری شب‌ها و شب تا روز یارب‌ها
  34. شمارهٔ ۳۴ من همچو گلزار ارم، گل گل ترا رخسارها
  35. شمارهٔ ۳۵ ز آب چشم من گِل شد به راه عشق، منزل‌ها
  36. شمارهٔ ۳۶ دلا، ذوقی ندارد دولت دنیا و شادی‌ها
  37. شمارهٔ ۳۷ گل رویت عرق کرد از می ناب
  38. شمارهٔ ۳۸ شب هجرست و مرگ خویش خواهم از خدا امشب
  39. شمارهٔ ۳۹ سر نمی تابم ز شمشیر حبیب
  40. شمارهٔ ۴۰ گر دعای دردمندان مستجابست، ای حبیب
  41. شمارهٔ ۴۱ من بکویت عاشق زار و دل غمگین غریب
  42. شمارهٔ ۴۲ ای شده خوی تو با من بتر از خوی رقیب
  43. شمارهٔ ۴۳ ای سر زلف تو کمند حیات
  44. شمارهٔ ۴۴ چیست پیراهن آن دلبر شیرین حرکات
  45. شمارهٔ ۴۵ وه! چه عمرست این که در هجر تو بردم عاقبت؟
  46. شمارهٔ ۴۶ در آفتاب رخش آب باده تاب انداخت
  47. شمارهٔ ۴۷ ما عاشقیم و بی سر و سامان و می پرست
  48. شمارهٔ ۴۸ ای که از یار نشان می طلبی، یار کجاست؟
  49. شمارهٔ ۴۹ ای که می پرسی ز من کان ماه را منزل کجاست؟
  50. شمارهٔ ۵۰ روز نوروزست، سرو گل عذار من کجاست؟
  51. شمارهٔ ۵۱ ای باد صبح، منزل جانان من کجاست؟
  52. شمارهٔ ۵۲ ز باغ عمر عجب سرو قامتی برخاست
  53. شمارهٔ ۵۳ هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست
  54. شمارهٔ ۵۴ عکس آن لبهای میگون در شراب افتاده است
  55. شمارهٔ ۵۵ مه ز جور فلک دوتا شده است؟
  56. شمارهٔ ۵۶ رفته‌ست عزیز من و مکتوب نوشته‌ست
  57. شمارهٔ ۵۷ دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست
  58. شمارهٔ ۵۸ ماه من، عیدست و شهری را نظر بر روی تست
  59. شمارهٔ ۵۹ دلم بسینه سوزان مشوش افتادست
  60. شمارهٔ ۶۰ عشقبازی چه بلا فکر خطایی بودست!

متن اشعار به نقل از گنجور.