پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۵

ز روی مهر اگر روزی ببینی یک دو شیدا را

به ما هم گوشه چشمی، که شیدا کرده‌ای ما را

به هر جا پا نهی آن‌جا نهم صد بار چشم خود

چه باشد؟ آه! اگر یک‌باره بر چشمم نهی پا را

مرا گر در تمنای تو آید صد بلا بر سر

ز سر بیرون نخواهم کرد هرگز این تمنا را

چو در بازار حسن از یک طرف پیدا شدی، ناگه

خریداران یوسف برطرف کردند سودا را

شنیدم این که فردا ماه من عزم سفر دارد

بمیرم کاش امروزت، نبینم روی فردا را

هلالی را به یک دیدن غلام خویشتن کردی

عجب بیناییی کردی، بنازم چشم بینا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست ترا؟
  2. شمارهٔ ۸ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو را
  3. شمارهٔ ۹من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را؟
  4. شمارهٔ ۱۰جان خوشست، اما نمیخواهم که: جان گویم ترا
  5. شمارهٔ ۱۱یار ما هرگز نیازارد دل اغیار را
  6. شمارهٔ ۱۲من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟
  7. شمارهٔ ۱۳آرزومند توام، بنمای روی خویش را
  8. شمارهٔ ۱۴یار، چون در جام می‌بیند، رخ گل‌فام را
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.