پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟

گر مرا دست دهد بوسه زنم پایش را

چشم ناپاک بر آنچهره دریغست، دریغ

دیده پاک من اولیست تماشایش را

ناز میبارد از آن سرو سهی سر تا پا

این چه نازست؟ بنازم قد و بالایش را

خواهم از جامه جان خلعت آن سرو روان

تا در آغوش کشم قامت رعنایش را

جای او دیده خونبار شد، ای اشک، برو

هر دم از خون دل آغشته مکن جایش را

هیچ کس دل بخریداری یاری ندهد

که بهم بر نزند حسن تو سودایش را

زان دو لب هست تمنای هلالی سخنی

کاش، گویی، که: بر آرند تمنایش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴یار، چون در جام می‌بیند، رخ گل‌فام را
  2. شمارهٔ ۱۵یک دو روزی می گذارد یار من تنها مرا
  3. شمارهٔ ۱۶بی تو، چندان که محنتست مرا
  4. شمارهٔ ۱۷شوق درون بسوی دری می کشد مرا
  5. شمارهٔ ۱۸گفتگوی عقل در خاطر فرو ناید مرا
  6. شمارهٔ ۱۹ای شهسوار حسن، سر افراز کن مرا
  7. شمارهٔ ۲۰زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا
  8. شمارهٔ ۲۱هست آرزوی کشتن آن تند خو مرا
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.