پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا

عشق تو ره نمود بکوی جنون مرا

هم سینه شد پر آتش و هم دیده شد پر آب

در آب و آتشست درون و برون مرا

شوخی که بود مردن من کام او کجاست؟

تا بر مراد خویش ببیند کنون مرا

خاک درت ز قتل من آغشته شد بخون

آخر فگند عشق تو در خاک و خون مرا

چشمت، که صبر و هوش هلالی بغمزه برد

خواهد فسانه ساختن از یک فسون مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲ز سوز سینه، هر دم، چند پوشم داغ هجران را؟
  2. شمارهٔ ۲۳نهادی بر دلم داغ فراق و سوختی جان را
  3. شمارهٔ ۲۴بروز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را
  4. شمارهٔ ۲۵بچه نسبت کنم آن سرو قد دلجو را؟
  5. شمارهٔ ۲۶گه نمک ریزد بخم، گه بشکند پیمانه را
  6. شمارهٔ ۲۷ای شوخ، مکش عاشق خونین جگری را
  7. شمارهٔ ۲۸دیدیدیم ز یاران وفادار بسی را
  8. شمارهٔ ۲۹بحمدالله که صحت داد ایزد پادشاهی را
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.