پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

بچه نسبت کنم آن سرو قد دلجو را؟

هر چه گویم، به از آنست، چه گویم او را؟

مشنو، از بهر خدا، در حق من قول رقیب

که نکو نیست شنیدن خبر بد گو را

آنکه بد خوی مرا داد چنان روی نکو

کاشکی خوی نکوهم دهد آن بد خو را

تیغ بر من چه زنی؟ حیف که همچون تو کسی

بهر آزار سگی رنجه کند بازو را

چشمت آهوست، نظر سوی رقیبان مفگن

پند بشنو، بسگان رام مکن آهو را

بسکه دارم المی بر دل از آزردن او

شب همه شب به خس و خار نهم پهلو را

چون هلالی صفت روی نکو گویم و بس

که بسی معتقدم این صفت نیکو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷ای شوخ، مکش عاشق خونین جگری را
  2. شمارهٔ ۲۸دیدیدیم ز یاران وفادار بسی را
  3. شمارهٔ ۲۹بحمدالله که صحت داد ایزد پادشاهی را
  4. شمارهٔ ۳۰بنام ایزد، میان مردمان آن تندخو با ما
  5. شمارهٔ ۳۱چند نادیده کنی؟ آه! چه دیدی از ما؟
  6. شمارهٔ ۳۲نمی توان بجفا قطع دوستداری ما
  7. شمارهٔ ۳۳من و بیداری شب‌ها و شب تا روز یارب‌ها
  8. شمارهٔ ۳۴من همچو گلزار ارم، گل گل ترا رخسارها
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.