پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

من همچو گلزار ارم، گل گل ترا رخسارها

وز آرزوی هر گلی در سینه دارم خارها

گر بی تو بگشایم نظر بر جانب گلزارها

از خار در چشمم فتد گلها و از گل خارها

دی خوب بودی در نظر، امروز از آن هم خوب تر

خوبند خوبان دگر، اما نه این مقدارها

تو با قد افراخته، ره سوی باغ انداخته

سرو از خجالت ساخته جا در پس دیوارها

مصر ملاحت جای تو، در چار سو غوغای تو

تو یوسف و سودای تو سود همه بازارها

سر در رهت بنهاده ام، دل در هوایت داده ام

من تازه کار افتاده ام، کار منست این کارها

هر دم بجست و جوی تو صد بار آیم سوی تو

هر بار پیش روی تو خواهم که میرم بارها

من، همچو چنگ از عربده، در سینه صد ناخن زده

صد ناله زار آمده، از هر رگم چون تارها

می نوش بر طرف چمن، نظاره کن بر یاسمن

تا من بکام خویشتن بینم در آن رخسارها

ای محرم راز نهان، در پند من مگشا زبان

کز نام و ناموس جهان، دارد هلالی عارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶دلا، ذوقی ندارد دولت دنیا و شادی‌ها
  2. شمارهٔ ۳۷گل رویت عرق کرد از می ناب
  3. شمارهٔ ۳۸شب هجرست و مرگ خویش خواهم از خدا امشب
  4. شمارهٔ ۳۹سر نمی تابم ز شمشیر حبیب
  5. شمارهٔ ۴۰گر دعای دردمندان مستجابست، ای حبیب
  6. شمارهٔ ۴۱من بکویت عاشق زار و دل غمگین غریب
  7. شمارهٔ ۴۲ای شده خوی تو با من بتر از خوی رقیب
  8. شمارهٔ ۴۳ای سر زلف تو کمند حیات
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.